خواجه محمد پارسا
مقدمة 23
شرح فصوص الحكم
به خط شارح كه براى صدر الدين قونيوى قرائت شده ديده است ، اشاره مىكند . شايد اين سخن حاكى ازين باشد كه شيخ مؤيد الدين جندي شرح خطبة الكتاب فصوص را از نظر شيخ صدر الدين گذرانده است ، و الَّا اين سخن با توضيحى كه شيخ مؤيد در مقدمهء شرح خود مىآورد ، مطابقت ندارد . در بين شروح فصوص ، شرح كاشانى يكى از عميقترين و اصيلترين شروح فصوص به شمار مىآيد . قدرت فكر و باريك انديشيهاى كاشانى نه تنها در شرح فصوص ، بلكه در ساير كتابهاى او ، مثل شرح منازل السائرين بىنياز از تعريف است . سومين شرح معتبر در بين شروح فصوص شرحى است كه قيصرى ( شرف الدين داود بن محمود قيصرى ساوى رومى ) بر كتاب فصوص الحكم نگاشته است . او در تصوف ، شاگرد و مريد عبد الرزاق كاشانى بوده ، كه خود در مقدمهء شرح خود بر فصوص به اين سخن اشاره مىكند : « . . . يقول العبد الضعيف داود بن محمود بن محمد القيصري - انجح الله مقاصده في الدارين و وفقني الله تعالى و كشف انوار أسراره و رفع عن عينى قلبى أكنّة استاره و أيّدنى في التأييد الربّانى باعلام رموزه و التوفيق الصمداني بإعطاء كنوزه و ساقتنى الاقدار الى خدمة مولانا الامام العلامة . . . عبد الرزاق جمال الدين أبى - الغنائم القاشاني - قدس الله روحه و نوّر ضريحه - و كان جماعة الأخوان المشتغلين به تحصيل الكمال الطالبين الاسرار حضرت ذى الجلال و الجمال شرعوا في قراءة كتاب فصوص الحكم » 80 « . . . » قيصرى شرح كتاب فصوص الحكم را گويا زمان قرائت فصوص نزد استاد بزرگ خود عبد الرزاق كاشى نوشته است . و در مقايسهء شرح كاشانى با جندي مىتوان استنباط كرد كه او تقريرات استاد را ضبط مىكرده است و بعد از آن تقريرات ، شرح فصوص الحكم را ترتيب داده است . موارد زيادى از شرح او مأخوذ از شرح استاد است و اين موارد را مىتوان به طور مفصل در شرح « فص خالدى » اين دو شرح مشاهده كرد « 81 » .
--> « 80 » داود قيصرى ، شرح فصوص الحكم ، ( چاپ ملك الكتاب ، سال 1300 ) ، « مقدمه » . « 81 » جلال الدين آشتيانى ، شرح مقدمهء قيصرى ، ص 16 .